101است بر كلمۀ «ذكرِ» ما قبل، ولى چون غير منصرف است، جرّ آن به فتح مىباشد؛ (زيرا كلمۀ اشدّ، بر وزن افعل است و غير منصرف مىباشد) ولى دكتر عبدالجليل عبده شلبى كه كتاب زجّاج را شرح و تحقيق كرده، در پاورقى صفحۀ 264، جلد يكم همان كتاب گفته است:
كلمۀ «أشدّ» در محلّ مفعول مطلق است و تقدير آن چنين است:
«ذكراً أشدّ 1 من ذكركم آباءَكم».
مكّى بن ابىطالب هم، تقريباً مطلب زجّاج را تكرار كرده و گفته است: 2
كلمۀ «أشدّ» در موضع جرّ است؛ زيرا عطف بر كلمۀ «كذكركم» مىباشد و جايز است كه منصوب باشد بنابر اضمار فعل و تقدير آن چنين است:
«اذكروه ذكراً أشدّ ذكراً من ذكركم آباءكم».
پس كلمۀ «أشدّ» نعت است براى مصدر «ذكراً» كه در معنى حال است و تقدير آن «اذكروه مبالغين في الذكر له» مىباشد.
نويسندۀ احكام القرآن، در بحث از آيۀ مزبور نوشته است: 3
قضاء؛ يعنى 4 به جا آوردن، و در مورد عبادات آن است كه در وقت خود انجام نشود و معناىِ صحيح فَإِذٰا قَضَيْتُمْ مَنٰاسِكَكُمْ... يعنى: «إذا فعلتم منسكاً من مناسك الحجّ فاذكروا اللّٰه»؛ يعنى در موقع احرام تلبيه و