125
عمل ناپسند در مكانى باعظمت
فضيل گفت:من زاهدترين شخصى كه ديدم مردى از اهل خراسان بود.او نزد من در مسجد الحرام نشسته بود،سپس برخاست تا طواف كند؛ در همان وقت پولهاى او را ربودند و او شروع به گريستن كرد.به او گفتم:
آيا براى پولهايت ناراحتى و گريه مىكنى؟ گفت:نه بلكه گريه مىكنم بر او كه بايد در دادگاه الهى بايستد و محاكمه شود.مىگريم براى اينكه در چنين مكان باعظمتى،چنين عمل زشتى را انجام داده است.من دلم براى او مىسوزد. 1
رفيق راه
شخصى عازم حجّ بود.يك نفر تصميم گرفت با او همراه باشد و رفيق راه او گردد،امّا او نپذيرفت و گفت:بگذار به تنهايى سفر كنم؛زيرا مىترسم،از يكديگر امورى را مشاهده كنيم كه موجب ايجاد دشمنى و عداوت بين ما شود. 2در اين سفر پربركت،حاجيان عزيز بايد مراقب همديگر باشند و به يكديگر كمك نمايند و موجبات آزار و اذيت ديگران را فراهم نسازند تا از ثواب بيكران الهى بهرهمند شوند.
مرد سعادتمند