117همچو مرد شريفى مفتخر بوديم.يكسره مشغول طاعت و عبادت بود.
هيمن كه در منزلى فرود مىآمديم او فوراً به گوشهاى مىرفت و سجادۀ خويش را پهن مىكرد و به طاعت و عبادت مشغول مىشد.
امام فرمود:پس چه كسى كارهاى او را انجام مىداد و حيوانش را تيمار مىكرد؟ آن مرد گفت:البّته افتخار اين كارها با ما بود.او فقط به كارهاى مقدّس خويش مشغول بود و كارى به اين كارها نداشت.
حضرت فرمود:بنابراين همۀ شما از او برتر بودهايد. 1
تواضع در حريم دوست
سالى هارون به عزم حجّ حركت كرده و به كوفه رسيد.اهالى او را استقبال نمودند،ناگاه در ميان جمعيت،يكى فرياد برآورد:يا هارون! يا هارون! گفت:اين شخص گستاخ كيست؟ جواد دادند:بهلول است.پردۀ هودج را بلند كرده و گفت:چه مىگويى؟ بهلول گفت:روايت مسند است كه قدامة بن عبداللّٰه عامرى مىگويد:حضرت رسول صلى الله عليه و آله را هنگام رمى جمره زيارت كردم در حالتى كه هيچ كس را از اطراف او ضرب و طرد نمىكردند.اى هارون! تواضع تو در اين سفر بهتر از تكبّر است؛زيرا،به حرم كبريا مشرّف مىشوى.هارون گفت:بيشتر بگوى.گفت:هر مردى كه داراى سلطنت يا مال يا جمال باشد و سلطنت خود را در عدل و مال خود را در انفال و جمال را در عفّت صرف كند،در دفتر الهى از ابرار است.
هارون خواست جايزهاى به او بدهد،بهلول سر به آسمان كرده و گفت:من و تو هر دو عيال خدا هستيم،محال است كه خدا تو را ياد نمايد و مرا فراموش كند. 2