65به كوه آوردم، آن هم كوه احد.
- اين كوه احد است و انسان ياد رسول خدا صلى الله عليه و آله مىافتد. كوههاى مشهد چه؟
- آن كوهها هم انسان را به ياد خدا مىاندازد. قبول است كه جاى عبادت مسجد است ولى كوه را هم دست كم نگير در كوه رازهايى هست كه ما توان دركش را نداريم. ولى پيامبران به اين راز پى بردهاند. بىدليل نيست كه پيغمبر ما قبل از بعثت مدّتها به كوه مىرفت و راز و نياز مىكرد و يا حضرت موسى عليه السلام كه هر وقت مشكلى برايش پيش مىآمد، به كوه طور پناه مىبرد.
- شايد از آن جهت كوه را انتخاب مىكنند كه جاى خلوتى است.
- تنها مسئلۀ خلوتى نيست. بايد اسرار ديگرى در كوه باشد.
حاجآقا نگاهى به ساعتش كرد و پرسيد:
- فكر مىكنى به نماز ظهر مىرسيم؟
- اگر تندتر برويم و هيچ توقفى نداشته باشيم، مىرسيم.
- نگران من نباش به هر سرعت كه بروى، من هم مىآيم.
چند دقيقه بدون صحبت راه رفتيم. فرصتى بود تا مجدداً افكارم مورد هجوم قرار گيرد. هجوم داستانها و وقايع دردناك. هر كدام كربلايى ديگر! مگر نه اين است كه پنج شش نفر از ائمه اطهار عليهم السلام در همين مدينه به دنيا آمدهاند و در همين مدينه هم به شهادت رسيدهاند و يا تا سالهاى آخر زندگىشان در همين مدينه بودهاند، مانند امام مجتبى عليه السلام ، امام حسين سيدالشهداء عليه السلام ، امام زينالعابدين عليه السلام ، امام صادق عليه السلام و حتى امام رضا عليه السلام ولى نعمت ما در مشهد، و به طور يقين اين بزرگواران در طول زندگيشان بارها و بارها به همين كوه احد آمدهاند تا هم فاتحهاى براى عموى بزرگ