125كمى برايم سود داشته باشد؟ و ضمناً گمرك مشهد هم اذيت نكند. چندين بار جنسى را انتخاب كرديم، بر سر قيمت چانه زديم در آخرين لحظه يك دلهره موهومى به من دست مىداد كه اگر خريدم، آيا گمرك مشهد اذيتم نمىكند؟ آيا اين جنس را كه خريدهام به چه قيمت مىتوانم بفروشم؟ آيا چند روز براى فروشش بايد وقت صرف كنم؟ آيا خريدار پول نقد مىدهد يا چك؟ آيا وزن بار مشمول جريمه مىشود يا خير؟ و چندين سئوال ديگر. يكدفعه متوجه شدم كه گويى همه جاى بدنم درد مىكند! احساس مىكردم كه سنگين شدهام! آرامش و متانتم را از دست دادهام، 180 درجه فرق كردهام! آن انسان سبكبال و آرام و راحت چند ساعت پيش نبودم. فشارى بر اعصابم احساس كردم، و خلقم كمى تنگ شد، از مغازه بيرون آمدم، روى جدول باغچه كوچك رو به روى مغازه نشستم و چند دقيقه فكر كردم، آيا از اين خريد چقدر سود عايدم مىشود كه اين همه در من تنش ايجاد كرده؟! آيا ارزش اين را دارد؟ به ويژه اين كه حداقل بايد ساعتها هم وقت تلف كنم. در حالى كه در هر ساعت مىتوانم چندين بار طواف كنم و نماز بخوانم، يكدفعه با يك لعنت بر شيطان گفتن! از جايم بلند شدم، و با لبخند به همسرم گفتم: «اگر اجازه بدهيد كه هيچى نخريم، خيلى راحتتريم» ايشان هم قبول كردند و چقدر هر دو خوشحال و بلافاصله با اولين سرويس به حرم برگشتيم.
زائر منگولهدار
از در باب الفتح داخل حرم شديم. كه واقعاً ما هم آن روز فاتح بوديم همين قدر كه هر دو قبول كرديم كه خودمان را گرفتار خريد نكنيم، حق داشتيم كه خود را فاتح بدانيم. خستگى و تشنگى را با خوردن چند ليوان