178
ب: با گذشت زمان، حكومت اسلامى رنگ و بوى حكومتهاى پادشاهان ايران و قيصران روم را پيدا كرد، و اهل سنت در آن زمان براى خليفه و امام مسلمانان، شرايطى را قائل بودند كه او بايد عالم به احكام الهى باشد و آنها را به اجرا درآورد، مجتهد باشد نه مقلد، و براى اقامۀ احكام عادل باشد و از قلمرو اسلام دفاع كند، اما اوضاع خلافت، پس از صدر اسلام رو به وخامت گذاشت، تا آنجا كه بر آن وليد بن يزيد چيره شد كه راويان و تاريخنويسان به حق و يا باطل، در به تصوير كشيدن شهوترانىها و بىبندوبارىهاى او از يكديگر پيشى مىگرفتند، در همين راستا روايت كردهاند كه او (وليد) روزى قرآن را باز كرد و ناگاه آيات وعدۀ عذاب اخروى را در آن يافت، از اينرو قرآن را مورد اصابت تير قرارداد و اينگونه سرود:
أتوعد كل جبار عنيد
ترجمه: «آيا تو به هر سركش و معاند وعدۀ عذاب مىدهى؟! پس بدان كه من همان سركش و معاندم و اگر روز قيامت، نزد پروردگارت بار يافتى به او بگو: اى پروردگار، وليد مرا پارهپاره كرد!!
و اينچنين بود كه شكوه و عظمت مملكتدارى از بين رفت، مگر عدۀ اندكى از خلفاى بنىاميه، مانند خليفه با تقوا، عمر بن عبدالعزيز و عبدالملك بن مروان.
حال و روز خلفاى بنىعباس نيز بر اين منوال بود كه خشم و غضب مردم را برمىانگيخت، مگر تعداد اندكى از آنها كه اينچنين نبودند، و در زمينۀ اشاره به فاصله هولناك بين عدالتى كه اسلام در احكام مىخواست