177
روند اصولى و تاريخى طرح منجى
الف: در سراسر ميراث بشرى، مىتوان تفاوت و تباين بين اصول آرمانى مطلوب، و مسائل عملى بهاجرادرآوردن همان اصول را احساس كرد، در زمينۀ ميراث اسلامى نيز، از همان ابتداى صدر اسلام، برخى از صحابه اين مسأله را رفتهرفته لمس كردند كه بين اصول نظرى منصوص در سور قرآن كريم و سنت رسول خدا صلى الله عليه و آله از يك طرف و عمل به آنها از طرف ديگر تفاوت وجود دارد: بهعنوان نمونه، خليفۀ سوم؛ عثمان بن عفان، در همان ابتدا، متهمشده بود كه عدالت را اجرا نمىكند و امور مملكت را به فاميل و اقوام خود سپرده و از آنها حمايت مىكند، تا آنجا كه صحابى معروف ابوذر غفارى، بهعنوان يكى از معترضين و دشمنان عثمان، در همين رابطه شده بود، و لذا خليفه بر او خشم گرفت و تبعيدش كرد.
البته با پيدايش دوران بنىاميه، شكاف اين تفاوت ميان عدالتى كه شرع آن را واجب مىدانست و حكومت امويان، هرچه بيشتر زياد مىشد، اينجا بود كه دايرۀ مظالم اجتماعى گستردهتر شد و حكومت زير تيغ خشم منتقدان قرار گرفت تا آنجا كه شاعر اموى مىگويد:
مهر الفتاة بألف ألف كامل
ترجمه: «مهريه يك دختر هزارهزار [ دينار] تمام است در حالى كه بزرگان سپاه گرسنه مىخوابند اگر مطمئن بودم پدرم مصونيت دارد، هرآينه سخنم را مىگفتم و داستانهايى را بازگو مىكردم كه همگان وحشت كنند».