65بلى سزاوار است كه انفاق به ميانهروى باشد، نه تنگگرفتن و نه اسراف. و مراد از اسراف، آن است كه انواع خوردنىهاى مرغوب و لذيذ را مصرف كند؛ چنان كه عادت اهل خوشگذرانى است. و امّا بذل كردن مالِ بسيار به كسانى كه استحقاق دارند، اسراف نيست كه هيچ خيرى در اسراف نيست و هيچ اسرافى در خير نيست.
صاحب جامع السعادات در جاى ديگر گويد: «و نيز سزاوار است كه در اين سفر از هر زيان و مصيبتى كه در مال و بدن به او مىرسد، خشنود و خرسند باشد كه آن از نشانههاى قبول حج اوست و از ميان رفتن مال در راه حج، هر درهم آن، هفتصد درهم در راه خدا به حساب آيد. و مصيبت، در راه حج، به منزلۀ سختىها و شدائد در طريق جهاد است. پس هر اذيّت و نقصانى كه در راه حج به او برسد، براى او ثوابى دارد و چيزى از آن نزد خدا ضايع و گم نشود». 1
در آخر اين بحث، مطلبى از نايبالصدر شيرازى مىآوريم كه اشاره به بعضى از خصوصيات و رفتار ناپسند عدهاى از حاجى نمايان دارد.
او در كتاب تحفة الحرمين گويد:
«[ حاجى بايد چند چيز را رعايت كند واز جملۀ آنهاست] طيب الكلام و اطعام الطعام، نه آنكه خود را به زحمت اندازد و مكفّا شود و هر روزه با حملهدار و مكفّاچيان آغاز نزاع و طرح دعوا نمايد و...
و بر سر سفره و پاى حساب نيملقمه و يك فنجان، كلمات مستهجن بگويند و بشنوند».