162مطلقه، دو ركعت در آن جاها نماز بخواند؛ بلكه اگر ممكن باشد، قدرى در آن جاها زياده از متعارف توقّف كند و اگر حج اوّلى اوست، البته داخل خانۀ كعبهشدن را ترك نكند، با آن آداب مأثوره در شرع مطهّر كه در كتب مسطور است.» 1
نايبالصّدر شيرازى نيز گويد:
«در اين حال هدى ما را اگر كشتى، بالغ به كعبه گشتى و بخوان:
«اللّٰهُمَّ بِكَ وَمِنكَ وَإلَيْكَ وتقبّل منّى كما تَقَبّلت مِنْ خَليلِكَ» [ \ پروردگارا! توجه به تو است و توفيق از آن تو و به سوى تو رو آوردهايم. اعمال ما را بپذير؛ چنان كه از دوست و خليل خويش پذيرفتى] ، تا جواب شنوى.
عاشقان كشتگان معشوقند: «أنا قَتَلْتُهُم فَأنا ديتُهم». تو فانى در اللّٰه شدى، باقى در باللّٰه گردى. اگر كّرةً اخرى، به گرد حرم ما گردى، كه اوّل طواف و سعى تو، مقدّمه ادراك فناى در ذات بود و ثانياً باقى بالذّات و چون به اسير ازل و ابد، هم آغوش و دمساز شدى، به اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلاٰمَ دِيناً 2 و اَلْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبٰاتُ 3 مفتخر و سرافراز شوى كه حجّ اكبر را مردانه نمودى و حلال است امروز بر تو آنچه از طيّبات بر خود حرام نموده بودى كه:
گر بگيرد خون، جهان را مال مال
مال كى خورد مرد خدا الّا حلال
بلكه حلال تو، حلال ماست و امر و نهى تو، امر و نهى ماست.