161وداع كنى.
تو ديگر آن شخص پيشين نيستى؛ بلكه شخصيت و هويّت تازهاى يافتهاى؛ هويّتى كه نشأت گرفته از اقيانوس بىكران لطف و عنايت حضرت بارى تعالى است. پس وقتى وداع مىكنى، فقط با گذشته ناپسند خود وداع كن. عارف ربّانى مرحوم بهارى همدانى رحمه الله گويد:
«چون از عرفات كوچ كند، رو به حرم آيد، از اين اذن ثانوى به دخول حرم تَفأّل زند به قبول حجّش و قربش به خداى خود و مأمون بودن او از عذابالهى. چون بهمنارسد، رَمىجمار كند. ملتفت باشد كه روح اين عمل در باطن دور كردن شيطان است، فَاِنْ كانَ كالخليل فكالخليلِ والّا فَلا. 1
بارى چون حرم را وداع كند، بايد در كمال تضرّع و مشوّش الحال باشد كه هر كس او را ببيند، ملتفت شود كه اين شخص عزيزى را گذاشته و مىرود؛ مثل گذاشتن ابراهيم، اسماعيل عليهما السلام و هاجر را. بناى او بر اين باشد كه اوّل زمان تمكّن باز عود به اين مكان شريف بنمايد و بايد ملتفت ميزبان باشد در همه حال؛ مبادا به بىادبى او را وداع نمايد كه ديگر او خوش نداشته باشد، اين ميهمان ابدالآباد به خانۀ او قدم گذارد؛ اگر چه اين ميزبان - جلّ جلاله - سريع الرضاست؛ ليكن مراعات ادب مهما امكن بايد از اين طرف بشود. اگر بتواند حتّىالمقدور آن بقعههايى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عبادت كرده، در آنها مثل كوههاى مكۀ معظّمه، به قصد تشرّف از محل اقدام مباركه - نه به قصد تماشا و تفرّج - حاضر گردد و بلكه به قصد قربت