52زهد و بىاعتنائى او به زيور دنيا آنچنان بود كه «محمد بن على بن الحسين بن بابويه» (متوفى به سال 381 هجرى) كتابى را بنام: زهد الحسن عليه السلام بدين صفت او اختصاص داد و در اينباره همين بس كه از همۀ دنيا يكباره بخاطر دين صرفنظر كرد.
او سرور جوانان بهشت و يكى از دو نفرى است كه دودمان پيامبر منحصراً از نسل آنان بوجود آمد؛ و يكى از چهار نفرى است كه رسول خدا با آنان به مباهلۀ نصاراى نجران حاضر شد؛ و يكى از پنج نفر اصحاب كساء ؛ و يكى از دوازده نفرى است كه خدا فرمانبرى آنان را بر بندگانش واجب و فرض ساخته. و او يكى از كسانى است كه در قرآن كريم پاك و منزه از پليدى معرفى شده؛ و يكى از كسانى است كه خدا دوستى آنان را پاداش رسالت پيامبر دانسته؛ و يكى از آنانكه رسول اكرم ايشانرا هموزن قرآن و يكى از دو دستآويز گران وزنه قرار داده. و او ريحانۀ رسول خدا و محبوب اوست و آنكسى است كه پيامبر دعا ميكرد خدا دوستدار او را دوست بدارد.
افتخارات او بقدرى است كه ياد كردن آنها بطول مىانجامد و تازه پس از بيانى دراز بآخر نمىرسد.
پس از وفات پدرش، مسلمانان با او به خلافت ، بيعت كردند. در همان مدت كوتاه حكومتش، به بهترين شكلى كارها را اداره كرد. در پانزدهم جمادى الاولى سال 41 (بنابر صحيحترين روايتها) با معاويه قرار صلح منعقد ساخت و با اينكار هم دين را حفظ كرد و هم مؤمنان را از قتل نجات داد و در اينكار بر طبق آموزش خاصى كه بوسيلۀ پدرش از پيامبر دريافت كرده بود، عمل نمود. دوران خلافت رسمى و