53ظاهرى او هفت ماه و بيست و چهار روز بود.
پس از امضاى قرار داد صلح، به مدينه بازگشت و در ان شهر اقامت گزيد و خانۀ او براى ساكنان و واردان آن شهر، دومين حرم شد و او خود در اين هر دو حرم، جلوه گاه هدايت و فرازگاه دانش و پناه گاه مسلمانان گشت. دور و بر او مردمى از شهرهاى دور دست گرد آمدند براى فهم و شناخت دين و سپس رفتن و قوم خود را از قهر و عذاب بيم دادن. و اينها همان شاگردان و حاملان دانش او و راويان از او بودند. و حسن بن على بخاطر علم و دانش فراوانى كه خدا بدو ارزانى داشته بود و هم بخاطر قدر و منزلت بلندى كه در دل مردم داشت، تواناترين بشر بود براى پيشوائى امت و رهبر فكرى آنان و درست كردن عقايدشان و متحد ساختن و بهم بستن ايشان.
نماز صبحگاه را كه ميخواند، تا بر آمدن آفتاب در مسجد رسول خدا مىنشست و به ذكر خدا مىپرداخت.
بزرگان و برگزيدگان مردم گرد او مىنشستند و او با آنان سخن مىگفت. ابن صباغ (در كتاب الفصول المهمه ص159) مىنويسد:
«مردم گرد او جمع مىشدند و او با سخنان خود عقدههاى علمى را مىگشود و ايرادهاى مخالفين را پاسخ مىداد».
چون حج ميگزارد، در هنگام طواف مردم براى اينكه به او سلام كنند آنچنان ازدحام ميكردند كه گاه نزديك بود خود او پايمال شود!
او را بارها مسموم كردند. در آخرين بار بود كه احساس خطر كرد، به برادرش حسين عليه السلام گفت: «من بزودى از تو جدا خواهم شد و به پرودرگارم خواهم پيوست بدان كه مرا مسموم كرده و كبدم را تباه