172به طور خلاصه: مخاطب را ظرفيتى است محدود و هرگاه سخن از آن حد فراتر رود، اثر معكوس بهبار مىآورد. شيرينى سخن را تلخ مىكند و بافتهها را تار و پود مىگسلد. بر سخنرانان است از پرگويى بپرهيزند كه اين آفت سخنورى است: «آفَةُ الْكَلاٰمِ الْإِطٰالَةُ» 1 و رابطۀ خطيب و مخاطب را قطع مىكند.
ب - فصاحت و شيوايى بيان
از محسّنات خطابه، فصاحت و شيوايى است و با اين فلسفه، علم معانى و بيان تدوين شده است. اهل بيان آنگاه كه از فصاحت سخن گفتهاند، عوامل مخلّ به فصاحت؛ چون «تنافر حروف»، «تعقيد لفظى و معنوى» و نيز «غرابت استعمال» را مثال زدهاند كه سخنگو بايد از آن خوددارى كند.
ادبيات صحيح و روان، تركيبات كلام، دستور زبان، تشبيهات زيبا و نوآورى در بيان، عوامل مؤثر شيوايى سخن است. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«جَمٰالُ الْمَرْءِ فَصٰاحَةُ اللِّسٰانِ» . همچنانكه لحن گوينده و آهنگ صدا و فراز و فرود كلام، بر زيبايىِ سخن مىافزايد.
همانگونه كه آثار بهجاى مانده از كلام نبوى گواهى مىدهد و توصيفگران گفتهاند: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سيد فصحا و بلغا بود، كلامى دلپذير و لهجهاى شيرين و روشن داشت. دلايل بيانش قوى و قانع كننده بود و از هر كس به شيوۀ خطابه و سخنورى داناتر و مؤيد تأييدات ربانى بود. خود در اين باره فرمود: «أَنَا أَفْصَحُ الْعَرَبِ 2، أُعْطِيتُ جَوَامِعَ الْكَلِمِ» 3