173اميرالمؤمنين عليه السلام طى گفتارى از فصاحت خود و خاندانش چنين تعبير مىكند: «وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَحُ» 1 سيّد رضى دربارۀ آن حضرت گويد:
«اميرمؤمنان سرچشمۀ فصاحت و منبع بلاغت و پديد آورندۀ آن است. مكنونات بلاغت به وسيلۀ او آشكار گرديد و قوانين و اصول آن از او گرفته شد. تمام خطبا و سخنوران به او اقتدا نموده و همۀ واعظانِ بليغ از سخن او استمداد جستهاند. با اينهمه او هميشه پيشرو است و ديگران دبناله رو. او مقدم است و آنها مؤخر؛ زيرا سخن او كلامى است كه آثار علم الهى و رائحۀ سخن پيامبر را به همراه دارد.» 2
اساسىترين سرمايۀ خطابۀ اسلامى و زيبايى آن، بهرهگيرى از آيات قرآن و منعكس كردن زيبايىهاى آن و استفاده از روايات معصومين عليهم السلام است كه علاوه بر زيبايىِ ادبى، از محتواى غنى و جاذبۀ معنوى برخوردار است و اين دو ويژگى است كه قرآن و حديث را از ديگر گفتهها ممتاز مىسازد.
بهرهگيرى، اقتباس و تضمين آنها با سخنرانى، جلوهاى ديگر به خطابه مىبخشد و خطبا از اين دستمايۀ گرانسنگ نبايد غفلت بورزند.
فصاحت بيان، يكى از برندهترين سلاحهاى پيامبران در تبليغ بوده است.
از نمونههاى آن، داستان حضرت موسى عليه السلام و تبليغ رسالت به فرعونيان است كه چون موسى لكنت زبان داشت، از خداوند درخواست كرد گره از