68تصور نمودم، ولى اين هراس مانع آن نگرديد كه در مدت زمانى كه همراهم مشغول خواندن دعا بود به دقت به بررسى و بازرسى اطرافم نكنم، و توانستم با مدادى كه همراهم بود نقشۀ تقريبى كعبه را بر روى پيراهن سفيد احرامم ترسيم نمايم.
اما داخل كعبه؛ در حقيقت هيچ جايى را به سادگى اين عبادتگاه مشهور نديدهام. كف داخلى كعبه با قطعههاى رنگارنگ مرمر كه رنگ سفيد بر آنها غلبه مىكرد، پوشيده شده بود، اما پوشش ديوارها تا آنها كه قابل رؤيت بود، با همان مرمرهاى رنگارنگ بود. ليكن سنگها در قطعههاى متفاوت و بىنظم چيده شده بودند و بر روى برخى از آنها نوشتههاى بلندى نقش بسته بود. قسمتهاى بالاى ديوار و بخشى از سقف - كه نگاه كردن به آن حمل بر بىاحترامى است - با پوششى گرانقيمت به رنگ سرخ و مطلّا پوشيده بود، و معمولاً اين پوشش را بر دور ماندن از دسترس حجاج تا 6 پا بالا مىكشيدند. سقف كعبه (بر روى) سه ستون قرار گرفته بود كه قطر هر كدام 20 اينچ بود، علاوه بر اين، سقف توسط تعدادى ستونهاى مايل كه بر روى دو ديوار شرقى و غربى تكيه داده شده حفاظت مىشد. سه ستون اصلى كعبه با پوششى از چوبِ ندّ كندهكارى وتزيين شده بود. در ركن عراقى درب كوچكى قرار داشت به نام «بابالتوبة» كه منتهى به راهرو تنگى مىشد و معمولاً خادمان كعبه از آن، براى رفتن بر روى بام كعبه استفاده مىكردند. اما ركن حجرالاسود يا حجرالاسعد را صندوقى با قبهاى مسطح و مضلّع اشغال كرده است و معمولاً كليدهاى كعبه در داخل آن قرار داده مىشود. درب كعبه و اين صندوق از چوب ندّ ساخته شدهاند. در داخل كعبه برجستگىهايى معدنى به ارتفاع 9 پا از سطح زمين قرار دارد كه نوع معدن آن را نتوانستم تشخيص دهم و به آنها تعدادى چراغ آويزان مىگردد