54به گفتۀ وى، شرفاى مكه از روزهاى پيشين، فرزندان خود را براى تربيت و پرورش، به قبائل بدوى ساكن در بيابانهاى بيرون مكه مىسپردهاند، بدين گونه كه بچه را از روز هشتم تولد تا ده سالگى در بيابان نگه مىداشتند تا قدرت جسمى او رشد كرده و بتواند با مهارت اسب سوارى نمايد، و در اين مدّت هرگز - بجز يكبار آنهم در 6 ماهگى - والدينش او را نمىبينند. و تقريباً تمامى شرفاى مكه - اعم از فقير و ثروتمند - طفوليت خود را در صحرا و در ميان قبائل بدوى گذراندهاند، و رسم شريفان حاكم در مكه اين بود كه فرزندان خود را براى نشو و نما، نزد قبيلۀ عدوان كه به شجاعت و سخاوت شهرت داشتند مىفرستادند، ( و از سران اين قبيله مىتوان از عثمان المضايفى ياد كرد كه از وهابيان سرسخت بوده و امير سعود از وى براى سلطه يافتن بر حجاز يارى جُست) اما ديگر خانوادههاى شريف مكه فرزندان خود را به خيمهگاههاى قبائل هذيل و ثقيف و بنى سعد و حرب و جز اينها مىفرستادند. بورخارت مىگويد فرزندان شرفا كه در ميان قبائل عرب بدوى نشو و نما مىكردند نه تنها از آنان قدرت بدنى و شجاعت مىگرفتند، بلكه نشاط و آزادى در فكر و انديشه و سخاوت و مهماننوازى و ايمان به عقيدۀ حق و جز اينها مىآموختند.
ليكن بورخارت مىگويد مردمان مكه در صحت انتساب شرفا تشكيك مىكنند و بخش عظيمى از مردم مكه معتقدند كه شرفاى مكه و بويژه خانوادۀ شريف حاكم مكه، كه از نسل زيد هستند، از زيديان يمن مىباشند كه مركز آنها در كوهستان صعده مىباشد، ليكن شريفان مكه اين شايعه را تكذيب نموده و خود را مكى و پيرو مذهب اكثريت مردم مكه؛ شافعى مىدانند، ولى شرفاى ساكن در بيرون مكه، اين شايعه را انكار نمىكنند.
بورخارت معتقد است كه زيديها گروههاى متعدّدى هستند، و مذهب