333تقرب جويد. او به همين منظور به شامنزد يزيد رفت و به او گفت: «ياران پيامبر از دنيا رفتهاند و سركردگان قريش نيز از اين جهان رخت بربسته و تنها فرزندانشان برجاى ماندهاند و اكنون تو يكى از برترين، باتدبيرترين و داناترين آنها به سنت و سياستى و من نمىدانم سبب چيست كه اميرمؤمنان براى خلافت تو از مردم بيعت نمىگيرد؟»
يزيد گفت: «آيا چنين كارى به انجام مىرسد؟».
مغيره پاسخ داد: آرى.
يزيد با شنيدن اين سخن، خود را به معاويه رساند و گفتار مغيره را براى او بازگو كرد، معاويه مغيره را احضار كرد و به او گفت: «يزيد چه مىگويد؟»
مغيره گفت: «اى اميرمؤمنان، تو خونريزىها و اختلافات پس از عثمان را ديدهاى، يزيد براى تو جانشين خوبى است، از مردم براى جانشينى و خلافت او بيعت بگير تا اگر براى تو پيشامدى رخ داد، او خليفه و مرجع مردم باشد و خون مردم ريخته نشود و فتنهاى ايجاد نگردد!»
مغيره در ادامه سخنش گفت: «بيعت اهل كوفه به عهدۀ من و از مردم بصره نيز «زياد» براى تو بيعت خواهد گرفت و از اين دو استان هم كه بگذرى ديگر كسى نيست با تو مخالفت كند و مخالفت آنان اثرى هم نخواهد داشت».
معاويه با خوشحالى گفت: «حال كه چنين است پس تو برسر منصب خود بازگرد و با اطرافيان مورد اعتماد خويش اين موضوع را بازگو كن تا در آينده روى آن اقدام كنيم».
مغيره چون نزد ياران خود بازگشت، آنها از وى پرسيدند كه چهكردى؟ پاسخ داد:
«وَضَعْتُ رِجْلَ معاويةَ في غَرزٍ بعيدِ الغايَةِ على امّةِ محمّدٍ وَفَتَقْتُ عَلَيهِم فَتْقاً لا يُرْتَقُ أبداً» ؛ «يعنى پاى معاويه را در ركابى گذاردم كه فاصلۀ دوطرف آن در ميان امت محمد بسيار دور است و شكافى در ميان آنها انداختم كه هيچگاه پُر نشود». 1
پرسش 8 : آيا مردم با يزيد بيعت كردند؟