187نماز گزاردند.
گروهى نيز نوشتهاند: چون امام مسافر بود، نماز را شكسته (قصر) بهجاى آورد و همراهان گمان بردند كه امام «نماز خوف» خواند. 1
علامه شوشترى مىنويسد: «امام عليه السلام نماز خوف خواند و زهير بن قين و سعيدبن عبداللّٰه انصارى محافظ ايشان بودند و سيزده چوبۀ تير به سعيد، اصابت كرد، او مثل «طاير عرشى» پَر درآورد. وقتى نماز پايان يافت، برزمين افتاد و گفت: «أوَفَيْتُ؟» - امام عليه السلام فرمود: «بَلىٰ وَفَيْتَ». 2 سعيد با اين جمله از امام عليه السلام رضايت طلبيد و امام عليه السلام نهتنها از او اعلام رضايت كرد كه فرمود: «أنْتَ امامِي فِي الجَنّة» ؛ «تو در بهشت پيش روى من خواهى بود.»
پس از نماز، جنگ سنگين در گرفت، امام عليه السلام از فرط تشنگى بانگ برآورد:
«اُسْقُونٰا ماءً» ؛ «به ما آب بدهيد.»
مردى در جواب درخواست امام عليه السلام تيرى به سوى آن حضرت رها كرد. آن تير به قسمت زاويۀ دهان مبارك آن حضرت اصابت كرد و آن قسمت را دريد.
امام عليه السلام در حق وى نفرين كرد، عطش برآن مرد غلبه كرد كه از فرط تشنگى خود را به شط فرات انداخت و به هلاكت رسيد. 3
* * *