188پيش از اين اشاره شد كه نخستين شهيد از اهلبيت، عبداللّٰهبن مسلمبن عقيل است و پس از او، دو عمويش جعفر و عبدالرحمان پسران عقيل و بعد از آن دو، عبداللّٰه جعفر و سپس برادرش عون و آنگاه، ديگر اهلبيت؛ همچون عباسبن على عليهما السلام . آنگاه على اكبر عليه السلام به سوى ميدان رفت و پس از آنكه تشنگى بر وى سخت شد، حضور پدر آمد و تقاضاى آب كرد، امام زبان خود را به دهان پسر نهاد و انگشترى خود را در كام او نهاد...
على اكبر آخرين رزمندهاى بود كه شهيد شد و ديگر جز حضرت سجاد و حضرت محمد باقر عليهما السلام باقى نماندند. امام حسين عليه السلام على اصغر، كودك شيرخوارش را به ميدان برد تا سيرابش كند كه گلوى آن سرباز شيرخوار توسط حرمله دريده شد و بدين وسيله وى نيز به شهادت رسيد.
پس از شهادت قمر بنىهاشم، عباس، نداى استنصار و كمك خواهى امام عليه السلام براى چندمين بار شنيده شد.
نوشتهاند در اين هنگام بود كه حضرت سجاد عليه السلام عصايى به دست گرفت و براى يارى امام از خيمه بيرون آمد. امام حسين عليه السلام به امّكلثوم عليها السلام فرمودند: «فرزندم را از حركت بهسوى دشمن بازدار، تا زمين از نسل آل محمّد صلى الله عليه و آله خالى نماند».
امام عليه السلام اهل و عيال خود را امر به سكوت كردند و از خواهرش زينب پيراهن كهنهاى خواستند. زينب پيراهنى آورد، امام چند جاى آن را با شمشير پاره كردند و شلوار كهنهاى نيز آوردند و آن را زير لباسهاى خود پوشيدند. 1
بعد از شهادت «على اصغر» بود كه امام ديگر بار بر آن قوم حمله برد و اينچنين رجز خواند:
المَوْتُ أَوْلىٰ مِنْ رُكُوبِ الْعٰارِ
وَالْعٰارُ أَوْلىٰ مِنْ دُخُولِ النّٰارِ» 2
«مرگ بهتر از ننگ بيعت با شما است و شكست ظاهرى بهتراز ورود در جهنم است.»