185ايجاد شد و امام عليه السلام به سخنان مبسوطى پرداختند. 1
حضرت در حالى كه فرزندش على اكبر، وى را همراهى مىكرد، لشكر كفر را مخاطب ساخت و گفت:
«أتَطْلُبُوني بِقَتيلٍ؟ - أوْ بِمالٍ اسْتَهْلَكْتُهُ؟ أوْ بِقصاصٍ مِنْ جَراحَةٍ جَرَحْتُهٰا؟». 2
«آيا كسى از شما را كشتم كه خون او را طلب مىكنيد، اموالى از شما را نابود كردهام، جراحاتى بر شما وارد ساختهام؟»
كسى جواب نداد، امام «شبث» و «قيس» را صدا زد و فرمود: «مگر شما مرا دعوت نكرديد؟» گفتند «خير...». در اين هنگام، - طبق نقل بلاذرى - حرّ بن يزيد رياحى كه ازجريان دعوتنامههاى آنان آگاهى داشت، بهطور رسمى به سپاه نور پيوست و در برابر لشكر كفر، به ارشاد و نصيحت پرداخت كه ناگهان، عمربن سعد رسماً نبرد را با انداختن تيرى به سوى سپاه نور آغاز كرد.
نماز و عاشورا
انديشمند بزرگ اسلامى، سيّد بن طاووس (متوفاى سال 664) در كتاب معروف خود «اللهوف» مىنويسد: «هنگامى كه نامههاى مردم كوفه در مكّه نزد امام عليه السلام جمع شد، آن حضرت در كنار كعبه، بين ركن و مقام، ابتد نماز گزارد و آنگاه پاسخ نامۀ كوفيان را داد. 3
پرسش: چرا امام عليه السلام ، به نماز اهميت بسيار مىداد؟
پاسخ: ابراهيمبن طلحه در پايان سفر كربلا، از امام سجاد عليه السلام پرسيد: «مَنِ الْغٰالِب؟» ؛ «پيروز اين ميدان كيست؟»