66هدايت انسان، دريغ نفرموده و او را با رأفت و رحمتى خاصّ، در كَنَف حمايت ربوبى خود، درآورده است. و براى اينكه او را، مناسب با عالم طبع و حسّ، بپروراند تا آمادۀ عالم ماوراى طبع و حسّش بسازد، خانهاى از سنگ و گل در اين عالم سنگ و گل، بنا كرده و آن را، خانۀ خود ناميده و بندگان وامانده و بىپناه خود را، به خانۀ خود دعوت كرده است تا بركات و رحمات خاصّهاش را در كنار آن خانه، به دامن بندگانش بريزد.
آرى، دعوت كرده است تا بندگان خاكنشين، از همهجاى عالم، بار سفر ببندند و به عزم زيارت خالق مهربان، به آنجا بروند و بدنهاى خود را، بر گرد جسم آن خانه طواف بدهند و دلهاى خود را با صاحب خانه مرتبط سازند تا كمكم، آمادگى براى زيارت «ربّالعالم» و «ملكالعرش» پيدا كنند و مركز جان خود را، «خلوتخانۀ حقّ و كعبۀ حقيقى» بسازند كه فرمود:
«لم يسعني ارضي و لا سمائي و وسعني قلب عبدي المؤمن اللّيّن الوادع ». 1
«زمين و آسمان من، گنجايش مرا نداشت (اما) قلب نرم و آرام بندۀ با ايمانم، مرا در خود گنجانيد.»
آن كس كه با پا به كعبه رود، كعبه را طواف كند، و آن كس كه با دل رود، كعبه او را طواف كند.
حقّاً لطف و عنايتى از اين بالاتر نمىشود كه خداوند سبحان و منزّه از نقصِ جسميّت و احتياج به مكان، خود را، همنشين خاكيان معرّفى فرموده و در رديف خانههاى سنگ و گلى خاكنشينان، يك خانۀ سنگى براى خود انتخاب كرده و خود را همسايۀ ديوار به ديوار بندگان نشان داده كه من هم با شما هستم؛ در ميان شما هستم؛ دامن به دست شما دادهام؛ همه چيز خود را از من بخواهيد.
حتى در ميان شهرها و دهكدهها و بيابانها، مسجدها را خانۀ خود معرّفى كرده تا در همه جا مردم دسترسى به او داشته باشند. نگفته حتماً بايد در آسمان به عرش بياييد تا به