188پراكندگىهاى جمعيت است و بايد تا روز قيامت ثابت و باقى باشد و سيل اجتماعات بشرى، در هر زمان، به سمت آن سرازير شوند و آن را چون جان شيرين در بغل گيرند و سجده به سويش برند و با داشتن «هستۀ مركزى» و چرخيدن بر گرد آن، با هم مؤتلف و متّحد گردند و قوّه و قدرت در برابر بيگانگان ايجاد كنند، 1 همچنين، موضوع هَدْى و قربانى به هيئت اجتماع و همگانى، بايد تا قيام قيامت باقى باشد و «مسلخ و كشتارگاه منىٰ» نيز مانند «مطاف كعبه» در موسم حج، در روز عيد قربان، موّاج از جمعيت باشد و غلغله برپا سازد.
كشتارگاه منىٰ، روز عيد اضحى، بايد بستر اجساد روى هم انباشتۀ حيوانات كشته و مجراى سيل خون گردد، تا علاوه بر نشان دادن روح تسليم و اطاعت و انقياد در برابر فرمان خدا، قيافۀ خشمگين امّت اسلام در برابر طاغوتها و آمادگى آنان را براى دفاع از حريم قرآن تا حدّ گذشت از جان و به راه انداختن سيل خون و راه رفتن بر سر اجساد كشتگان، به نمايش بگذارد.
آرى «كعبه» و «مسلخ» هر دو، ضامن بقاى عزّت و استقلال مسلمانها و برپادارندۀ كاخ سعادت انسانهاست.
يكى مظهر حبّ و عاطفه و گرايش و ديگرى نمايندۀ خشم و غلظت و خشونت است.
به حكم آيۀ كريمۀ:
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَى الْكُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَيْنَهُمْ. 2
در عين حالى كه دست در دست هم، با كمال عطوفت و رحمت، دور يك مركز مىچرخند و از هم جدا نمىشوند، همين كه در برابر كفّار و دشمنان سعادت انسان، ايستادند، در نهايت درجۀ سختدلى و حدّت و غلظت، بر آنها مىتازند و كوچكترين مهر و وداد و رأفتى دربارۀ آنها روا نمىدارند.