177در ميان فرزندان آدم عليه السلام باقى ماند. 1
و از بعضى روايات ديگر به دست مىآيد كه اين جريان براى حضرت ابراهيم خليل عليه السلام پيش آمد:
«عن علي بن جعفر عن أخيه موسى بن جعفر عليه السلام قال سألته عن رمي الجمار لم جعلت قال لأن إبليس اللعين كان يترائى لإبراهيم عليه السلام في موضع الجمار فرجمه إبراهيم عليه السلام فجرت السنة بذلك ». 2
علىّ بن جعفر از برادر بزرگوارش امام كاظم عليه السلام سؤال كرده است كه رمى جمرات براى چه مقرّر شده است. امام عليه السلام فرمودهاند: «چون ابليس لعين در محل جمرات بر ابراهيم عليه السلام ظاهر گشت و آن حضرت آن پليد را سنگسار كرد، لذا همين، سنّت جاريهاى شد و باقى ماند.»
و نيز مىگويد: اين سه محلّ، محلّ رَجْم و سنگسار سه نفر «خائن» است كه براى رسيدن به اغراض و منافع شخصى، با دشمن ملّت خود، تبانى كرده بودند.
در سال ولادت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله (570 ميلادى) كعبۀ مكرّمه از طرف حكومت مسيحى يمن، مورد سوء قصد واقع شد و لشكرى عظيم از ناحيۀ يمن براى ويران كردن خانۀ خدا به سوى مكّه اعزام گرديد، در حالى كه فرماندۀ لشكر به نام «ابرهه» بر فيل بزرگى سوار بود و به همين جهت، داستان آنان در قرآن، به نام سورۀ فيل و اصحاب فيل آمده است. مىگويند: سه نفر از اهالى مكّه، مخفيانه با آنها تبانى كرده بودند كه وسايل ورود آنها را به شهر و تسهيل كار تخريب كعبه را فراهم سازند. ولى دشمن، به هدف نرسيد و به چنگال عذاب خدا افتاد و به وسيلۀ پرندگان مخصوصى سنگباران شد و نابود گرديد. آن سه نفر خائن نيز نقشۀ خائنانهشان كشف شد و اهالى مكّه، آنها را به جرم «خيانت به كشور و تبانى با دشمن» در محلّ جمرات ثلاث، سنگسار كردند.
و سپس در دين مقدّس اسلام، عمل پرتابِ سنگريزه به ستونهاى سنگى كه در محل رجم «خائنين» بنا شده است، به عنوان اظهار تنفّر و انزجار از خيانتكاران، جزء