178مناسك حج قرار داده شد، تا براى هميشه، بيزارى جستن از ستمكاران و خيانتپيشگان، برنامۀ جدّى و عملى ملت اسلام شناخته شود و امّت اسلامى به دنيا بفهماند كه ما، بِصَفٍّ واحد، در برابر خائنان به اسلام و قرآن، قيام مىكنيم و آنها را با تمام قوا از اجتماع خود مىرانيم و در دل خروارها سنگ و گل مدفونشان مىسازيم 1.
البتّه بايد توجّه داشت، وجوه سهگانهاى كه در حكمت رمى جمرات گفته شده است، با يكديگر قابل جمعند، يعنى هيچگونه منافاتى با هم ندارند. زيرا ممكن است موضوع پرتاب سنگريزه در محلّ ستونهاى منىٰ به عنوان «سنّت طرد ابليس» در زمان حضرت آدم عليه السلام ، تأسيس شده و در زمان حضرت ابراهيم عليه السلام ، تجديدگرديده و بعد از ظهور دين حنيف اسلام، هم براى ابقاى سنت آدم و ابراهيم عليهما السلام ، و هم به منظور امضاى برنامۀ «رجم خائنين» به مرحلۀ تأكيد و تثبيت رسيده باشد.
به هر تقدير، آنچه منظور است، دور ساختن و طرد كردن شيطان و شيطانصفتان، از محيط زندگى انسانها، و زايل كردن اوهام و وساوس شيطانى از داخل وجود آدمى است، تا آنچه مانع انجام وظيفۀ بندگى و عبوديت در پيشگاه خداست، از سر راه مسلمانان برداشته شود و جامعۀ مسلمين در يك محيط پاك و باطهارت، در مسير عبادت و بندگى خدا حركت كند.
بنابراين، «رمى جمرات» در واقع، يك تمرين عملى همگانى، براى زنده نگه داشتن روح مبارزه با صفات شيطانى، و مجسّم ساختن حس تنفّر از اغواگران و خيانتكاران اجتماعى است كه همهساله بايد در زمان معلوم و مكان معيّن، به صورت يك «مانور عمومى» و به طرزى جالب و چشمگير برگزار شود.
و نيز محتمل است كه اين عمل (پرتاب سنگريزه)، رمز فداكارى و نشان گذشت از مال در راه خدا، براى دفاع از حريم دين و مبارزه با اعداى حقّ و دشمنان حقيقت باشد.
چنانكه در بحث وقوف در مشعر اشاره شد، تربيت اسلامى از يك طرف با رساندن انسان به قلۀ كوه «عرفات و معرفت اللّٰه»، دنيا و مافيها را در نظرش كوچك و