170بايد بخوابند خوابيدهاند و آنها كه اهل دعا و مناجات و نمازند، هريك، گوشهاى رفته و دل به خدا داده و با ادبى تمام به زمزمهاى عميق و آرام پرداختهاند. بعضى در حال قيام و برخى در حال ركوع و جمعى در حال سجودند.
آسمان پرستارۀ مشعر، با صفا و لطافت عجيب و تشعشع و تلألؤ كواكب رخشانش كه توأم با سطوت و هيبت خاصّى است، يك نوع حال ملكوتى و جذبۀ روحانى مخصوص به انسان مىبخشد كهآدمى را در عالم ديگرى، جدا از عالم ديگران سير مىدهد:
به چشمان در تماشاى سماوات
آرى، انسان، تا خود موفّق به بيتوته در مشعر نشود و با توجه و آمادگى قبلى به آن سرزمين روحانى و زير آن آسمان نورانى قدم نگذارد و شب عيد اضحى را در آن جمع، به بيدارى به سر نبرد، به حقيقت و رمز آنچه بيان شد، آشنا نمىشود. و نسأل اللّٰه التوفيق.
سرّ وقوف شبانه در مشعر
اينك كه آمادۀ تفكّر شدهايم، بايد دربارۀ رمز معيّن شدن شب براى وقوف در مشعر بينديشيم. شايد درى از اسرار الهى به روى ما گشوده گردد و بر معارف ما بيفزايد.