1824- يواشيواش، حلقه زديم
دور ستون آخرى
در آنجا از كيسه بايد
سنگها را دربياورى
5- اينور و آنورِ ستون
حسابى بود شلوغ و تنگ
هر نفرى بايد مىزد
به آن ستون هفت دانه سنگ
6- دستِ ما شد مثل تفنگ
تيرهاى ما هفت دانه سنگ
ستون چى بود؟ شيطان بد
دور ستون، ميدان جنگ
اعمال منا: قربانى
1- در روز عيد هر نفرى
قربانى، بايد بخرد
قربانىها را يك نفر
يكىيكى سر مىبُرد
2- دو برّه چاق و سفيد
مادرم از آنجا خريد
يه پيرمرد مهربان
هر دو را بُرد و سر بريد