1803- پيچيده بود در همه جا
صداى زيباى دعا
هر كسى زير لب مىگفت
با حال خوش، خدا خدا
4- قطرههاى اشك همه
شبيه باران شده بود
خاك لطيف عرفات
مثل گلستان شده بود
5- فرشتههاى آسمان
با خوشحالى پر مىزدند
ميان چادرهايمان
يكىيكى سر مىزدند
وقوف در مشعر:
1- شب كه رسيد يواشيواش
از عرفات، درآمديم
خوشحال و شاد و پرتلاش
به سوى مشعر آمديم
2- در آنجا هركس مىآمد
گريه مىكرد، دعا مىكرد
هر كسى با زبان خود
گفتگو با خدا مىكرد