97بارورى و حاصلخيزى مىدانند.
بورياتها معتقدند كه بعضى سنگهاى فرو افتاده از آسمان، باران زا هستند. از اينرو در خشكسالىها براى آنها قربانى پيشكش مىكنند. در بسيارى روستاها سنگهايى مشابه ولى كوچكتر از شهاب سنگها هست كه در بهار براى آنها نذوراتى تقديم مىكنند تا محصول فروان باشد.
نتيجهاى كه از اين معتقدات مىتوان برداشت كرد، اين است كه سنگ به خاطر منشأش ارزش مذهبى دارد؛ زيرا اصل آنها را هوايى مىدانند و يا شايد مشابهتهاى آنها با موجودات ديگر است؛ مثلاً در سوماترا سنگى است شبيه گربه و از طريق تقارن با گربۀ سياه كه در بعضى از آيينها دعاى باران مىكند!
در دورانهاى گذشته كعبه نه تنها مركز زمين كه مركز عالم تلقّى مىشد و در بالاى آن در مركز آسمان دروازۀ آسمان قرار داشت. مردمانِ آن زمان معتقد بودند كه كعبه با فرو افتادن از آسمان، آن شكاف را ايجاد كرده و ارتباط ميان زمين و آسمان از طريق آن برقرار است و همان سوراخ محور عالم تواند بود.
بنابراين، سنگهاى آسمانى به خاطر اينكه از آسمان فرو افتادهاند، مقدسند يا از جهت اينكه دال بر حضور آلهۀ عظمىٰ هستند و يا به اين سبب كه نمايانگر مركز عالم به حساب مىآيند.
سنگها چه حافظِ مردگان باشند و چه منزلگاه موقت روانهاى آنان و يا گواه پيمانى باشند كه انسان با خدا يا انسانها با همديگر مىبندند و چه خصلت مقدّسشان از شكل يا اصل سماوى آنها نشأت گيرد و چه مظاهر الوهيّت يا نمودار نقطۀ اتّصال مناطق كيهان يا تصاوير و تماثيل «مركز» باشند، همواره ارزش و اعتبار عبادى آنها ناشى از حضور خدايى است كه موجب دگرگونى آنها شده يا به علّت وجود قواى ماوراى انسان (جانهاى مردگان) كه در آنها حلول كرده است و يا به سبب رمز پردازى كه شامل حالشان مىشود.
سنگهاى عبادى، آيات و علاماتند و همواره مبيّن واقعيّت متعال. اين سنگها هميشه بر چيزى برتر از انسان دلالت مىكردهاند.