96ثابت و ساكن شد، تنها در راه بارورى و حاصلخيزى زمين به كار مىرود.
در بعضى از فرهنگها سنگ مسكن و مأواى نياكان است و آن را ابزار بارورى كشتزارها و بارگيرى زنان مىدانستند:
در جزاير اقيانوس آرام بعضى صخرهها را نمودار يا مظهر متجسّم خدايان يا نياكان مىدانند. بخش مركزى هر معبدى سنگ يا پارچهاى است كه نمودار نياكان است. اقوام اين جزاير معتقدند كه سنگها ارواح متحجّر نياكانند.
در ميان بسيارى از قبايل آفريقايى، پرستش برترين خداى آسمان شامل مِنْهيرها [ Menhir ]و ديگر سنگهاى مقدّس است. سنگها به خاطر آنكه نشانى از قدرت معنوى دارند، مقدّس مىگردند. در هند، نوعروسان و تازه دامادان براى فرزند دار شدن، دست نياز به سوى خرسنگها دراز مىكنند.
زنان نازاى قبيلهاى در شمال كاليفرنيا به صخرهاى كه شبيه زن آبستن است، دست مىمالند.
اين معتقدات، كم و بيش تغيير و تحوّل يافت و ثابت نماند و گاه از بين رفت. بقاى رسوم لمس سنگ براى بارورى هنوز در ميان بعضى از مردم عامى اروپا باقى است.
در 1923 هنوز زنان روستايى كه به لندن مىرفتند، ستونهاى كليساى اسقف نشين، پطرس قديس را به نيّت آن كه فرزند داشته باشند، در آغوش مىگرفتند! 1
مسعودى درحرمت سنگ مىنويسد: حضرت ايّوب و همسرش رحمه، در ابتلا و گرفتارى به سنگى پناه مىبردند كه در مسجد ايوب - حدود سه ميلى شهر نوى، مابين دمشق و طبريّه قرار داشته و در سال تأليف مروج الذهب (332 ه. ق.) باقى و مشهور بوده است. 2
روستاييان معتقد بودند كه اين سنگها از آسمان فرو افتاده است، از اين رو براى آنها احترام و ارزش و قدرت كارگشايى قائل بودند. بعضى اقوام سنگها را علامت