95از جهان غير قدسى كه جهان اوست تعلّق دارد.
نمىدانيم كه بشر سنگ را پرستيده است يا نه؟ چون به هر حال انسانِ ابتدايى همواره چيزى غير از آنچه كه سنگ در بردارد و بيان مىكند را سجده كرده است.
خرسنگ يا سنگريزه و كلوخ، از اين رو با اعزاز و اكرام تمام، مورد پرستش هستند كه نمودار چيزى محسوب مىشوند و يا بدان اقتدا مىكنند. رونوشت آن چيزند؛ زيرا خود از جايى (نامعلوم) آمدهاند. ارزش قدسى آنها مرهون اين چيزها يا جاهاى مجهول است و نه رهين وجودشان. بشر فقط به اين اعتبار سنگ را پرستيده كه سنگ نمايشگر چيزى جز خودِ سنگ بوده است.
خرسنگهاى قبور - در يكى از قبايل دراويدى، كه تا اعماق هند پيش رفتهاند، رسم است كه پسر يا وارث مرده، چهار روز پس از دفن، سنگى بزرگ با ارتفاع سه تا چهار مترى در كنار گور مىگذارد. گاهى حمل اين سنگ با زحمت فراوان و صرف هزينه زياد و آوردن از نقطهاى دوردست مقدور است.
هُتُن[ HOTTON ] انسان شناس انگليسى معتقداست: هدف ازايجاد ابنيۀ سنگى - سنگ قبور - براى مردگان در نزد اقوام نامتمدن هند، تثبيت و اسكان روان مرده در جايى و تعبيۀ منزلى موقّت براى اوست تا در كنار زندگان مقام كند و با قوايى كه سرشت روحانيش به وى اعطا مىكند، در حاصلخيزى كشتزارها مؤثر افتد و در عين حال از سرگردانى و هرزه گردى و تبديل شدن به موجودى خطرناك باز ماند.
آنان معتقد بودند كه چون مرگ ناگهانى بوده، روان مردم آشفته و كينه جو است و مىخواهد بقيّۀ مدّت مقرّر معمولى را تا مرگ طبيعى در كنار ديگران بگذراند و به همين جهت در محلّ مرگ ناگهانى اموات، سنگ توده مىكنند و هر رهگذرى براى آرامش روح مرده سنگى بر آن مىافزايد.
اين است كه سنگِ قبر، به ابزار حفاظت زندگى از گزند مرگ بدل شده است. سنگ اقامتگاه روان است، همانطور كه گورخانۀ مرده تلقّى شده و مسكن اوست. از طرفى ديگر خرسنگ قبر، حافظ زندگان از آسيبهاى احتمالى مردگان است. برخى مرگ را نمودارِ حالت آمادگى براى دست به كار شدن مىدانند ولى مىگويند وقتى روان در سنگ