156آمادگى ديگر قسمتهاى زمين و نخستين نقطه و قسمت درخشان زمين بوده است.
مؤلّف نوشته است: امر حج يكى از وظايف دينى است كه نظر و توجّه دولت در حسن انجام آن بسيار مؤثر است و چون دولت توجهى ندارد بلكه موانع مىتراشد بسيار مشكل گرديده است. و بايد دانست كه امر حج تعطيل بردار نيست.
نوشتۀ طالقانى مىتواند به عنوان سند محكمى از اوضاع و احوال زمان خود باشد.
حج طالقانى مقارن با قدرت و نفوذ آيةاللّٰه كاشانى است، بطورى كه به بزرگداشت مقامات دولتى حجاز از ايشان در آن سال كه مشرّف شده، اشاره كرده و چنين اظهار خرسندى نموده است: «با وجودى كه هر كس به حج مىرود در انبوه جمعيّت به چشم نمىآيد، آيةاللّٰه كاشانى براى عموم محسوس بود، با آنكه ايام حج همۀ شخصيّتها در مكّه تحليل مىروند...». 1
نويسنده از اينكه دو سال متوالى 1330 و 1331 دولت ايران اجازۀ سفر به مكّه را، به بهانه هاى مختلف نداده و بعضى بصورت قاچاق به حج رفتهاند، گلهمند است. در اين كتاب آداب سفر حج بيان شده و ترتيب اعمال ظاهرى و آداب دقيق باطنى از قول غزالى بازگو شده است، نويسنده از رفتار ناهنجار گردانندگان امور حج و زيارت حجاز سخت ناراضى است و از مطوِّفها كه براى منافع خود زائران را حتّى به انجام اعمال غير ضرورى وا مىدارند، مىنالد.
او مىنويسد: «حاجى كه از راه دور آمده و مال و جان خود را براى زيارت خانۀ خدا و انجام وظيفه بركف دست گذاشته، چون وارد سرزمين حجاز مىشود خود را از هر حيث در اختيار دستگاه دولت سعودى مىگذارد، از مأمورين دولت حجاز كه خود را مظهر كامل تربيت اسلامى مىدانند ومسلمانان ديگر را ناقص و منحرف مىشمارند - انتظار دارد كه با روى گشاده واخلاق اسلامى از او پذيرايى كنند. از ميزبانان خود و پاسداران خانۀ خدا جز اين توقّعى ندارد ولى متأسّفانه در اوّلين ورود به سرزمين مقدّس كه خانۀ هر فرد مسلمان است با ترشرويى و درندگى مأموران دولت سعودى روبرو