157مىشود.» 1 از جمله برخوردهاى اين چنينى، برخورد رييس گمرك است كه آن را بيان كرده و نقلش موجب اطالۀ كلام است.
نويسنده گاهى به مناسبت، از حوادث گذشته ياد مىكند مثلاً وقتى در جدّه به دريا چشم مىدوزد وكشتيهاى فراوانى رامشاهده مىكند كه لحظه به لحظه در بندر پهلو مىگيرند، به ياد مىآورد خاطرۀ انتظار كوچ مسلمانان صدر اسلام را كه منتظر رسيدن يك كشتى بادى بودند تا از آن سرزمين كفر كه پذيراى آنها نيست به دستور پيامبر خود دور شوند و رهسپار حبشه گردند. و در پناه پادشاه مسيحى قرار گيرند. طالقانى همچنين در ارتباط با بناى كعبه توسط قريش و حكميّت محمّد امين در نصب حجرالأسود سخن گفته و به مناسبت، وجوه مختلفى را در ارتباط با ارزش حجرالأسود بيان كرده است.
دربارۀ اعمال و مناسك حج و فلسفۀ هر يك مطالبى آورده: «... بدون سعى عبوديّت نيست، بدون عبوديّت هيچ تحوّلى روى نمىدهد، گويا اعمال حج و عمره هر يك مقدّمه براى ديگر و آن ديگر مكمّل پيشين است. احرام، چشم را به حقوق خلق و خالق تا اندازهاى باز مىكند و متوجّه عهود خدا مىسازد، استلام حجرالأسود تعهّد و تصميم است. طواف تغيير اراده از خود به خدا و انجام عهود است. نماز در مقام ابراهيم عليه السلام چون ابراهيم قيام به وظايف است. سعى در هم شكستن وريختن تمام عوارض خودپسنديها و سرعت گرفتن در انجام وظايف است. اعمال و مناسك حج كم و بيش هر كس را تغيير مىدهد و آثار آن بر حسب استعداد نفوس باقى مىماند، آنچه آثار خير و ايمان و خداپرستى و خدمت مشاهده مىشود ثمرات آن است. 2
طالقانى تاريخچه و علّت نامگذارى بعضى از اماكن را باز نموده، مىنويسد:
«مسجد جن» را از آن رو به اين نام ناميده اند كه در آن محل سورۀ جن بر پيامبر اكرم نازل شده و «مسجد الرايه» از آن جهت به اين نام نامگذارى شده كه در محلّ نصب پرچم پيامبر در فتح مكّه ساخته شده است.