133گويند كه وى به دو چيز بسيار علاقه مند بوده است؛ عبادت و مسافرت. افزون بر مسافرتهاى فراوان به خراسان و عتبات، دو نوبت به زيارت مكّۀ معظّمه مشرّف شد. در سفر دوم (حج سال 1302 ه . ق .) به فرمان ناصرالدّين شاه، سفرنامۀ مفصّلى نوشته است.
وقتى سفرنامه را به نظر شاه رسانده، به لقب ملك الكتّاب ملقّب شده است.
در اين سفر، كه در اوايل سدۀ چهاردهم (1303 - 1302 ه . ق .) نوشته شده، دربارۀ انجام مناسك حج، اوضاع جغرافيايى، توصيف بناها و آثار تاريخى و اوضاع اجتماعى كشورهاى مسير سخن گفته است. نويسنده در سال 1264 هجرى قمرى متولّد شده و در سنّ 17 سالگى پدرش را كه از شعراى معروف دورۀ فتحعليشاه بوده از دست داده است.
او از سن 22 سالگى به دربار ناصر الدّين شاه راه پيدا كرده و از ملازمين ركاب همايونى بوده است. در سفر خراسان، هنگام بازگشت به تهران، در تهيه و تنظيم و تدوين مطلع الشّمس با اعتمادالسّلطنه همكارى نزديك داشته است.
نويسنده در ابتداى كتاب از پرگويى و روده درازى بعضى نويسندگان بيزارى جسته و به قول خود ديباچه اى بس مختصر نگاشته است. او مُخِف عزم سفر كرده چرا كه:
«نجى المخفون و هلك المثقلون ». 1
وى در آغاز حركت، با پيرى مشورت كرده و پير به او گفته است: «در اين مقام اگر دم از «ما» و «من» زنى و پارهاى ملاحظات كنى، وصول به اين سعادت مقدور نخواهد بود.»
نويسنده در مواردى به نوشته هاى ناصرخسرو استناد كرده است. آغاز سفر از تهران و مسير حركت شهرهاى: قزوين، رشت، بندر انزلى، بادكوبه، تفليس، استانبول و اسكندريه بوده و از آنجا به جدّه رفته است و سرانجام در ساعت يك بعد از ظهر روز جمعه، شانزدهم ذيقعده به ساحل جدّه مىرسد.
در جدّه آنها را قرنطينه كردهاند و پس از آن گرفتار قنسول ايران مىشود. او (قنول) به جاى اينكه گرهگشاى حجّاج كشورش باشد، به اخّاذى مىپردازد؛ بطورى كه مصداق