134اجلاى اين بيت مىشود:
او زصيّادان به كُه بگريخته
خود پناهش خون او را ريخته
پس از آن، گرفتار و بنده و بردۀ مطوّفين شدهاند كه دست از آنها برنمىدارند و به عناوين مختلف آنها را سر كيسه مىكنند. هر چند كه نويسندۀ سفرنامه سفارش شده بوده و از گمرك معاف شده است. او مىنويسد:
«... و ما به خانهاى عالى، كه شاگرد مطوّف معيّن نموده بود، رفتيم و وارد اتاق فرش كرده ومخدّه گذاشته شديم. خسته و گرسنه نشسته كه در اين بين درى به هم خورده، پرده بالا رفت، مجموعۀ خيلى مفصّلى كه پلو و ساير ملزومات در آن بود، به زمين گذاشتند.
معلوم شد گماشتۀ مطوّف صاحب خانه را تحريض بر تدارك و تشريفات كرده، خورديم و شكر خدا كرديم و اغذيه در زير دندان خيلى لذيذ به نظر آمد امّا بعد از آنكه پول خيلى گزاف به صاحبخانه داديم، طعم غذاها از زير دندان رفت. 1
در جدّه به زيارت قبر حوّا، كه زيارتگاه شيعه و سنّى است و صورتى كه براى قبر درست كردهاند بيش از يكصد و پنجاه ذرع طول دارد، رفته است.
قبر حوّا متولّى عامى و احمقى داشته كه به حجّاج اصرار مىكرده محلّ ناف جدّه را ببوسند! 2
سفرنامه بسيار موجز ولى با دقّت نوشته شده است، براى نمونه آنچه را در مورد اعمال واجب حج نوشته مىتوان ديد. 3
نويسندۀ سفرنامه از طبع شعر بى بهره نبوده، پس از آن كه حج و عمرۀ تمتّع را انجام داده، در بازگشت به منزل، اين ابيات را سروده است كه اعتقاد و برداشت او را از حج مىتوان از خلال آن استنباط كرد.
در طى ره عشق اگر رنج كشيديم
المنةُ للّٰهكه به مقصود رسيديم