131قرار دارد. سپس گفته است: چهار كوه در دو طرف جادۀ تنعيم قرار دارد كه به جبل الطّير معروف است و همان كوههاست كه حضرت ابراهيم به فرمان خداوند اجزاى بدن چهار پرنده را در قلّۀ آنها قرار داد و سپس آنها را فرا خواند، اجزاى به يكديگر پيوستند.
ابن بطوطه از غريب نوازى مردم مكّه تعريف مىكند و نمونههايى از وليمه دادن و ديگر مساعدتها كه به نيازمندان مىكنند ياد مىكند. از صفا و مروه و ميلهايى كه در فاصلۀ آنها نصب شده سخن گفته است. از قبرستان مكّه مشاهد متبرّكه، كوههاى اطراف مكّه و حوادثى كه در آنها اتّفاق افتاده، از اميران مكّه، مردم مكّه، قاضى و خطيب امام موسم مكّه، كشته شدن محتسب مكّه، مجاورين مكّه،... مطالب جالب توجّهى بيان كرده است.
در ارتباط با احرام كعبه (يعنى بالابردن استار كعبه به قدرى كه دست به آن نرسد) شعائر حج، اعمال حج، پوشش كعبه كه در آن زمان قافلۀ مصرى مىآورده واز حرير سياه با آستر كتانى بوده و طراز بالاى آن به خطّ سپيد آيۀ جَعَلَ اللّٰهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرٰامَ قِيٰاماً لِلنّٰاسِ وَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ الْهَدْيَ وَ الْقَلاٰئِدَ ذٰلِكَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ يَعْلَمُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللّٰهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 1و در حاشيۀ اطراف، آيات ديگر قرآن نوشته شده را شرح داده است.
3 - سفرنامۀ مكّه و سيف الدّوله
سلطان محمّد سيف الدّوله از شاهزادگان قاجار و از فرزندان فتحعليشاه است.
وى در سال 1279 هجرى تصميم به زيارت كعبه گرفت و از تهران، از راه دشت، درياى خزر، تفليس استانبول به مكّه رفت و پس از انجام فريضۀ حج، از راه عراق و جنوب به تهران بازگشت. سيف الدّوله به اوضاع جغرافيايى، وضع سياسى و اخلاقى و اجتماعى مردم در شهرهاى مسير توجّه داشته است. كتاب سفرنامه، حاوى خاطرات بعد از سفر حجّ او نيز هست.
علّت نامگذارى كتاب به «سفرنامۀ مكّه» آن است كه تصميم اوّليّۀ او سفر مكّه بوده و نيز ارزش معنوى اين قسمت از سفر در نامگذارى كتاب مؤثّر بوده است.