129تفصيل بيان كرده و تغييرات بعدى در ساختمان آن را باز نموده است و گاهى از اغراض شخصى درتوسعۀ مسجد پرده برداشته؛ از جمله گفته است:
«در زمان خلافت منصور عبّاسى كه طرح توسعۀ حرم را تهيّه مىكرد، حسن بن زيد بن على عليه السلام كه والى مكّه بود، نامهاى به خليفه نوشت و پيشنهاد كرد كه مسجد را از سمت مشرق توسعه دهند تا روضۀ مقدّسه در وسط مسجد قرار گيرد.
منصور در پاسخ نوشت: «من نيّت تو را فهميدم، دست از خانۀ عثمان بردار!»؛ زيرا توسعۀ مورد نظر، حسن خانۀ عثمان را در معرض تخريب قرار مىداده است.
وى ازمدينه به سمت مكّه حركت مىكند و صبحگاهان به مكّه مىرسد. لحظۀ ديدار را چنين تعريف و توصيف مىكند:
«... از اينجا كه گذشتيم برق شوق و مسرّت از اينكه به آرزوى خود رسيدهايم، در دلها درخشيدن گرفت. نزديك صبحگاه بود كه به مكّه رسيديم و به زيارت خانۀ خدا؛ يعنى محلّ زندگى ابراهيم خليل و جايى كه پيغمبر ما از آنجا مبعوث شد نايل آمديم، از راه دروازۀ بنى شيبه وارد بيت الحرام شديم؛ خانهاى كه خداوند فرمود: ...وَ مَنْ دَخَلَهُ كٰانَ آمِناً... . كعبه را ديدم كه چون عروسى زيبا و دلربا بر تخت حشمت و جلال تكيه داده و مهمانان خدا از هر سوى آن را درميان گرفته بودند...». 1
ابن بطوطه پس از انجام طواف و استلام حجرالأسود و به جا آوردن دو ركعت نماز در مقام ابراهيم، در فاصلۀ درب كعبه و حجرالأسود، كه موضع استجابت دعا است، به پردۀ كعبه چنگ زده و به دعا مشغول شده است. از آب زمزم نوشيده سعى بين صفا و مروه را نجام داده است..
او چنان مجذوب شده كه مىگويد:
«... از عجايب صنع خداوندى است كه شوق وصول به آن امكنۀ مقدّسه را در دلها نهاده و مهر زيارت آنها را با جانها در هم سرشته است كه هر كس پاى در آن ديار مىنهد ديگر نمىتواند دل بركند و خاطر از هواى آن بپردازد...». 2