43ابراهيم عليه السلام خانۀ كعبه را ساخت. ارتفاع آن را در آسمان نُه ذراع قرار داد و پهناى آن در زمين سى و دو ذراع بود و اين، عرض كعبه از ركن حجرالأسود تا ركن شامى است و فاصلۀ ميان ركن شامى تا ركن غربى، كه حجر در آن قرار دارد، بيست و دو ذراع است و طول آن از ناحيۀ ركن غربى تا ركن يمانى سى و يك ذراع مىباشد و پهناى كعبه از ركن حجرالأسود تا ركن يمانى بيست ذراع است و بدين سبب آن را كعبه ناميدهاند كه شبيه مكعب است.
ارزقى مىافزايد: اساس ساختمانى كه آدم عليه السلام به وجود آورد نيز، همين گونه بود. ابراهيم عليه السلام ورودى كعبه را از زمين قرار داده بود، بى آنكه درى داشته باشد، تا روزگار تبّع، كه همان اسعد حميرى است، وضع همينگونه بود و تبّع بر آن در و بستهاى ايرانى قرار داد و بر كعبه جامۀ كامل پوشانيد و در كنار آن قربانى كرد ...
ابراهيم عليه السلام حجر اسماعيل را كنار كعبه قرار داد كه سايبانى از چوبهاى درخت اراك داشت و خوابگاه گوسفندان و بزهاى اسماعيل بود.
ابراهيم عليه السلام درون خانه و طرف راست ورودى آن، چاهى حفر نمود كه خزانۀ كعبه به شمار مىآمد و آنچه به كعبه هديه مىگرديد، در آن چاه مىنهادند و اين همان چاه و گودالى است كه بعدها عمرو بن لحى بت هبل را در كنار آن نصب كرد؛ بتى كه قريش مىپرستيدند و كنار آن با چوبهها و تيرها قرعه كشى مىكردند. آن را از هيت، كه از شهرهاى منطقه جزيره است آورد.
ابراهيم عليه السلام كعبه را مىساخت و اسماعيل عليه السلام براى او سنگ مىآورد و سنگها را بر دوش و گردن خود حمل مىكرد و چون ساختمان بالا آمد، اسماعيل همين سنگى را كه مقام ابراهيم است براى او آورد و ابراهيم روى آن مىايستاد و مىساخت و اسماعيل آن را به نواحى مختلف مىبرد و چون به جايگاه حَجَرالأسود رسيد، ابراهيم به اسماعيل فرمود: براى من سنگى پيدا كن تا در اينجا نصب كنم و نشانهاى براى مردم باشد، كه طواف خود را از آن آغاز نمايند.
اسماعيل به جستجوى سنگ رفت و چون برگشت، جبرييل حجرالأسود را براى ابراهيم آورده بود و خداوند - عزّوجلّ - حجر را به هنگام طوفان حضرت نوح در