44كوه ابوقُبيس به وديعت نهاده بود و فرموده بود هرگاه ديدى خليل من خانهام را مىسازد، آن را براى او بيرون آور.
چون اسماعيل آمد، پرسيد: پدر جان! اين سنك از كجا آمد؟ فرمود: آن را كسى براى من آورد كه مرا به سنگ تو واگذار نفرمود. جبرئيل اين سنگ را آورد.
چون جبرئيل حجرالأسود را آورد و آن را در جايگاه قرار داد، ابراهيم عليه السلام به ساختمان ادامه داد. اين سنگ در آن هنگام چنان پرتو سپيدى داشت كه از پرتو آن خاور و باختر و چپ و راست روشن شد. پرتو و نور حَجَر تمام منطقۀ حرم را، تا آنجا كه نشانههاى حرم نصب شده است، از هر سو، روشن مىكرد 1».
گويند حضرت اسماعيل عليه السلام يكصد و سى سال عمر كرده است. خداوند مردم عرب را از نسل نابت و قيدار، كه پسران بزرگ اسماعيل عليه السلام هستند، قرار داد.
ازرقى از قول پدربزرگش، از سعيد بن سالم، از عثمان از ابن اسحاق نقل مىكند كه:
«براى اسماعيل فرزند ابراهيم عليه السلام دوازده پسر متولد شد و مادرشان سيده دختر مضاض بن عمرو جرهمى بود.
نُه تن از اين فرزندان كه از سيده زاده شدهاند، عبارت اند از: نابت، قيدار، واصل،
مياس، آزر، طيما، يطور، نبش و قيدما.
تاريخ نگاران نام فرزندان حضرت اسماعيل را گوناگون نقل كردهاند.
طبرى در تاريخ خود به صورت گسترده از آنها سخن به ميان آورده است.
پس از رحلت اسماعيل عليه السلام مدتى پسرش نابت سرپرستى كارهاى كعبه را عهده دار بود و چون او درگذشت، مضاض بن عمرو جرهمى كه پدربزرگ مادرى نابت بود، سرپرستى امور كعبه را بر عهده گرفت و فرزندان نابت و ديگر پسران اسماعيل عليه السلام را هم همراه خود كرد.
در آن روزگار فقط قبيلۀ جُرهم و قطورا در مكه ساكن بودند. سالار قبيلۀ جُرهم، مضاض بن عمرو و بزرگِ قطورا مردى از ايشان به نام سميدع بود. اين دو گروه به صورت كاروان از يمن خارج شده و در مكه ساكن شدند.