232دولت خاقان گردون اقتدار، فتحعلى شاه ياد كرده است.
در اينباره كه مؤلف فرزند فتحعلى شاه باشد جاى تصريح نشده اما مؤلف خود را شاهزاده خوانده است، او در جايى كه از غارتگرى اعراب ياد مىكند مىگويد: «گفتند:
بايد نصف را شما سه شاهزاده كرده بدهيد، نصف را سايرين»، دو شاهزادۀ ديگر يكى همايون ميزا و ديگرى ميرزا مسعود. علىالحساب با توجه به تأليف رساله در سال 1260 (و بازگشت در سال 1261) توسط يك شاهزاده با نام محمدولى ميرزا نمىتواند اثر كسى جز محمدولى ميرزا پسر فتحعلى شاه باشد.
در اينباره كه كتاب در سال 1260 تأليف شده شاهد جالبى وجود دارد و آن اينكه او به ظهور ادعاى بابيت سيد محمدعلى باب در كربلا و دستگيرى او توسط نجيب پاشا كرده است، آغاز ادعاى بابيت سيد منحرف مزبور در سال 1260 بوده است. 1
مؤلف از برخى از علماى كربلا و نجف نيز كه در آن سالها موقعيتى داشتهاند ياد كرده است. از جمله از سيد ابراهيم قزوينى و نماز جماعت او. اين سيد ابراهيم در سال 1262 مرحوم شده است، وى همچنين از سيد حسن فرزند كاشف الغطا ياد كرده كه او نيز در سال 1262 در وباى مشهور كربلا درگذشته است. بنابراين تأليف رساله بايد بعد از شروع ادعاى بابيت سيد منحرف و قبل از درگذشت اين دو بزرگوار باشد.
ما در مرحله اول از نسخه مدرسه شهيد مطهرى بهره برديم اما پس از آن معلوم شد كه نسخه ديگرى از اين رساله در كتابخانه مجلس (ج 10، ص 2193، ش 3992) موجود است. در آنجا اشارهاى به اينكه مؤلف فرزند فتحعلى شاه بوده نشده است. اين نسخه، نسخۀ سلطنتى بوده و از جهات متعددى كاملتر از نسخۀ مدرسه شهيد مطهرى است. در واقع ربع آخر رساله بگونهاى است كه در نسخه مجلس مفصلتر و كاملتر آمده و ما كوشش كرديم تا هر آنچه در هر يك از آنها بوده و اضافه بر ديگرى در متن حاضر بياوريم. در مواردى كه تعبيرات متفاوت بود آنچه را كه خود ترجيح داديم آورديم.
نسخۀ ديگرى از اين رساله در كتابخانه ملك به شماره 3732 (فهرست 3 / 465)