202
آه كه سر زد ز نوك خامهام آتش
بايد از اينجا گذر نمود شتابان 1
بس است نوحهگرى، بسا اين مكتوب چون خالى از كذب و فريه است در مزاج مستمعين تأثير كند و تنبلها و بدن پرورها و جبانها اين وقايع را از لوازم سفر مكه بپندارند و با كمال قدرت و استطاعتى كه خدا به ايشان داده مسامحه در اداى تكليف نمايند و به اين اعذار غير موجه نفسشان تعميه بر عقلشان كند. الا الا و رب الحجيج والضجيج كه اين حادثات از لوازم لاينفك سفر حجاز نيست فقط قضيه شخصيه و اتفاق غير مترقبى بود؛ كسانى كه سى و شش سفرمشرف شده بودند از عول، گفتند: تاكنون چنين وقعه نديده نشنيده بوديم؛ بلى لايبعد كه طريق الحرمين بدون تحصيل اطمينان عقلايى بر امنيت مرجوح باشد. و لهذا المقال مقام اخر، ما شاءالله ولا قوة الا بالله. به عزم مرحۀ عشق پيش نه قدمى
بئر عروه
نزول: ساعت چهار از شب؛ خروج: قبل از آفتاب
صحراى بسيار كثيف تنگ و ترشى، شترها را بين حاجىها خوابانيدند و تمام حجاج توى در تو منزل كردند و آن وقت شب مشغول تدارك شام شدند. سركرده عسكرى كه همراه بودند با شريف ناصر برادر شريف شماذ و سيد عمران در منزل ما بودند. شام بايد صرف كند، جمعيت زياد، ديگ و اسباب غيرمرتب، حسين طباخ عزاى خود را گرفته، ضمناً مقرر شد كه بايد گوسفندى كشت براى پذيرايى حضرات.