203
حريف مجلس ما خود هميشه دل مىبرد
عل الخصوص كه پيرايه بر او بستند
خيلى آب و آتش مرتبى و مكان و اسباب و ادوات منظمى و طباخ چالاك بىباكى داشتيم، گوسفند تام الاجزاء هم در آن دل شب براى مهمانها بايد كشت! بيا بشنو حديث قيمت گوسفند، دو رأس گوسفند خريديم دو ليره عثمانى، يكى را زنده زنده براى عساكر فرستاده، يكى را براى اين جماعت ذبح و طبخ نموديم. ساعت قريب نه از شب پشمينه 1 طبيخ و ذبيحه را در سفره گذاشته حضرات را شام داده به خواب رفتند. سيد عمران بيچار حارش خراب سرش درد مىكند. كسالت و كثافت فوق الطاقه است، آدمى كه شب و روز قبل متصل در تلاش و سعى و حركت بوده امروز هم از طليعۀ آفتاب آلى نيمه شب بابدن برنه زير آفتاب حجاز شتر سوارى كرده در حالى كه مدت عمر سوارى شتر ننموده حالا هم مبتلا به پذيرايى مهمانهاى عزيز است. الحمد لله على القوة والصحة.
به هر حال شب گذشته و چون كمال مسرت و تشكر از حسن توفيق و مساعدت الهيه بر انجام حركت داشتيم، ملتفت اين زحمات نشديم، چون صبح شد فريضه را ادا كرده هيئت عساكر و اعزه مبدرقين را وداع گفته مبلغى هم محسوب بر حملهدارها به ضباط داده روى به راه آورديم.
جغرافى اين قطعات اراضى آنكه كوههاى متوسط القامه پى دل پى متصل است و درختهاى خار كه به نهايت صلابت و سختى است در سهل و جبل به اشكال طبيعى مثل باغهاى مشجر در مرئى و منظر پر است و در خلل و قلل اين جبان قبائل اعراب حرب و غيرحرب چون گرگان درنده در كمين منزل دارند، اگرچه عرب را شيمههاى نيك بسيار است و از ساير طوايف بشر به مكارم اخلاق فطريه ممتازند خصوص قبايل حجاز و يمامه كه انصافاً عرق عربيت و لسان حال و مقالشان جالب انظار و توجه است ولى اين شقاوت و بىرحمى و گستاخى و رذلى كه از اشقيا و اشرار آن قوم نسبت به حجاج ديده شد تمام آن محسّناتِ نوعى فطرى را محو و مستور كرد.
ان قلت: فى كل قوم شقى و سعيد «ولا تزروا وازرة وزر اخرى» 2 ولا يؤخذ الجار بجرم