168مصر همواره كارهاى ساختمانى و مرمّت آنرا به عهده داشتند.هنگاميكه اوضاع تغيير نمود و مصر به همراه سرزمين حجاز در سال 923 هجرى ضميمه املاك دولت عليّه (عثمانى) گرديد.دولت عثمانى به علت درگيرى در جنگهاى خارجى و با توجه به فاصلۀ زيادى كه از مكّه داشت در رسيدگى به اين كارها اهمال مىورزيد و در نتيجه موجب انهدام و ويرانى آن گرديد.
اين ويرانى ادامه داشت تا اينكه ساكنين حرمين شريفين در سال 969 هجرى از حضور سلطان سليمان (عثمانى) اصلاح و ترميم چشمه را خواستار گرديدند.در اين جا بود كه دخت او والاحضرت«مهرماه سلطان»از پدر خود تقاضا نمود كه در اين كار نيكو، از مال شخصى خود خرج نمايد.بنابراين براى اين امر مهم،مديرى تعيين نموده و هزينۀ لازم را در اختيار وى قرار داد؛آن شخص به سرعت رو به سوى مكّه نهاده و هيأتى را از صاحب نظران در آن جا تشكيل داد،سپس دستور داد كه قنات را حفر نموده و مسيرهاى فرعى آنرا تميز كنند و برخى مجارى منهدم شدۀ آنرا از نو بنا كرد.هنگامى كه ترميم به «چاه زبيده»در منىٰ رسيد،تصميم گرفت كه مجراى آنرا به سوى مكّه تغيير دهد.
ناچار مجبور گرديد در اين كوه سنگى عمليات حفرى را به مقدار بيست و پنج متر از سطح زمين و به طول بيش از يك كيلومتر در عمق كوه پايين بود،با كوششى فراوان به انجام رسانيده و مسير مجراى آب را به كنارِ كوهِ مقابل برسانند و از آن پس آب را در سال 979 هجرى به مكّه رسانيدند.
اين مجرا از«بياضيه»در شرق«باب المعلى»به چهار شعبه تقسيم گرديده است كه شهر را از سمتى به سمت ديگر مشروب مىنمايد.قنات ياد شده داراى عرضى در حدود يك متر و ربع و ارتفاع حدود يك متر و نيم مىباشد كه در مسير خود بر حسب سطح زمين گاه بالا آمده و گاهى پايين مىرود.همچنين داراى مخزنهايى است كه سقّاها از آن آب برمى داشتند.اضافۀ آب زبيده،به سوى مسفله جريان پيدا مىكند و در پايان مسيرش در جنوب مكّه به«بركۀ ماجن»فرو مىريزد و در آنجا اين آب برخى از باغها و زمين هاى كشاورزى وابسته به بعضى از اشراف را مشروب مىسازد.
برخى از سيلهاى جارى شده موجب خرابى و انهدام اين قنات گرديد كه از سوى