181ابن حجر عسقلانى، در توضيح«امور حادث» گفته است:«منظور، امورتازه و بى سابقهاى است كه اصل و ريشهاى در شرع ندارد و در فرهنگ دينى، بدعت خوانده مىشوند. اما آنچه ريشه در دين دارد، بدعت شمرده نميشود.بنابراين بدعت گذارى در فضاى شرع، كارى ناپسند و حرام است». 1
روايات بسيارى در مورد تحريم بدعت وجود دارد و ما به ذكر حديثى كهگذشت اكتفا مىكنيم و محققين را به منبعى كه در پاورقى آمده است، ارجاع مىدهيم. 2
حال كه دانستيم؛ بدعت عبارت از افترا بر خدا و رسول و بازى با دين و وارد كردن امورى كه قطعاً از دين نيست يا نمىدانيم دينى است يا نه، در ديناست، بايد به تشخيص بدعت از غير آن بپردازيم، گرچه ممكن است واژۀ بدعت، در هر دو مورد به كاررود. در اين رابطه مىتوان صورتهاى زير را برشمرد:
1. انسان، كارى را كه مىداند يا ترديد دارد غير دينى است، به عنوان كارى دينى انجام دهد و در بين مردم ترويج نمايد.
بنابراين اگر كسى مبادرت به كارى بديع و بى سابقه كند، ولى آن را به دينمنسوب نكند، آن كار بدعت شمرده نميشود. مانند صنايع و ورزشهاى جديد كه انسان با هدف رفاه و آسايش خود و