109
بِالْعِبٰادِ .
1
و 2
«برخى از مردم كسانى هستند كه جان خود را با خدا معامله مىكنند و در پى خشنودى او هستند و خدا به بندگان خويش مهربان است.»
بنابراين، بسيار دور از انسانيت و عقل است كه چنين عمل عظيمى را، كه در تاريخ كم نظير است، نشانۀ بى ارزشى جان على عليه السلام در نظر پيامبر صلى الله عليه و آله تفسير كنيم.
و امّا اينكه على عليه السلام مىدانست كه كشته نمىشود، سخنى است بىپايه، آنچه كه در تاريخ صحيح آمده، به شكل ديگرى است و آن اينكه، پس از سپرى شدن شب هجرت، على همراه «هند بن أبى هاله» فرزند خديجه و ربيب پيامبر صلى الله عليه و آله دو شب، آنهم در نيمههاى شب، به حضور رسولاللّٰه شرفياب شدند. در يكى از شبها پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود:
«إِنَّهُمْ لَنْ يَصِلُوا مِنَ الآْنِ إِلَيْكَ بِأَمْرٍ تَكْرَهُهُ» ؛ 3 يعنى اكنون ديگر نمىتوانند به تو آسيبى برسانند. پيامبر صلى الله عليه و آله ، اين اطمينان خاطر را در شب دوم يا سوم به على عليه السلام داد، نه در شب اول. 4
اتفاقاً، تاكتيك مبارزه، چنين اقتضا مىكند كه افراد ضعيف را در عقب نشينىها و مهاجرتها با خود ببرند و افراد قوى را در صفوف نخستين پيكار با دشمن برجاى گذارند تا بتوانند با مقاومت خود، سپر امنيتى را براى عقبنشينى كنندگان و مهاجران فراهم سازند و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز چنين كرد.