97و بردبارى پيشه سازند ولى اين روش، براى همه قابل اجرا نيست.
فرجام كسانى كه راه دوم را برگزينند نيز تباهى و بيچارگى است و از ديدگاه اسلام عملى است حرام. و انديشۀ تجويز آن به بهانۀ ضرورت، نوعى گمراهى فكرى و كجانديشى مىباشد.
بنابراين، تنها راهِ سوم متعين مىشود كه اسلام آن را پيشنهاد نموده و در زمان پيامبر نيز به آن عمل مىشد و بعدها مورد اختلاف واقع گرديد.
در اينجا از يادآورى يك نكته ناگزيريم و آن اين كه: كسانى كه از نكاح متعه هراس دارند و آن را نامشروع مىپندارند، بايد توجه داشته باشند كه همۀ فقها و محققان اسلامى، نظير آن را از نظر معنا، در عقد دائم پذيرفتهاند، و آن اينكه زوجين، عقد دائم ببندند ولى نيت هر دو آن باشد كه بعد از يك سال و يا كمتر و بيشتر، به وسيلۀ طلاق از هم جدا گردند.
روشن است كه چنين پيوندى، به حسب ظاهر دائمى و در حقيقت موقت است و تفاوتى كه اينگونه نكاح دائم بامتعه دارد اين است كه متعه، در ظاهر و باطن، محدود و موقت است ولى اين نوع ازدواج دائم، به ظاهر پيوسته و هميشگى و در باطن محدود مىباشد.
كسانى كه اين نوع از ازدواج دائم را، كه مورد پذيرش همۀ فقهاى اسلامى است، تجويز مىكنند، چگونه از تشريع و تجويز نكاح متعه بر خود بيم و هراس راه مىدهند؟
تا اينجا با ماهيت ازدواج متعه آشنا شديم. اكنون وقت آن است كه با دلائل حلال بودن و تشريع آن آشنا گرديم و شايسته است در اينجا در دو مرحله سخن بگوييم:
1 - مشروع بودن نكاح متعه در صدر اسلام.
2 - نسخ نشدن اين حكم شرعى در زمان رسول خدا.