245
«إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سٰاجِدِينَ». 1
من يازده ستاره را با خورشيد و ماه ديدم كه براى من، سجده مىنمايند.
از آنجا كه حضرت يوسف سجدۀ بستگان خود را به عنوان تأويل رؤياى ياد شده مىشمارد، روشن مىگردد كه منظور از يازده ستاره، همان يازده برادر وى و مقصود از خورشيد و ماه، پدر و مادر او مىباشند.
با اين بيان، روشن مىگردد كه نه تنها برادران يوسف، كه پدر آنان، حضرت يعقوب پيامبر نيز براى وى سجده كرد.
اينك سؤال مىكنيم: چرا چنين سجدهاى كه نهايت خضوع و فروتنى است، نام عبادت به خود نگرفت؟
عذر بدتر از گناه!
در اينجا، گروه ياد شده، وامانده از پاسخ چنين مىگويند: از آنجا كه اين خضوعها با فرمان خدا صورت گرفت ديگر شرك نيست.
ولى ناگفته پيداست كه اين پاسخ، بسيار ناشيانه است؛ زيرا اگر ماهيّت يك عمل ماهيّت شرك باشد، هرگز خدا با آن فرمان نمىدهد.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ يَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ». 2
- بگو: خدا شما را به فحشا فرمان نمىدهد. آيا آنچه را نمىدانيد به خدا نسبت مىدهيد؟