246اصولاً فرمان خدا، ماهيّت شئ را دگرگون نمىسازد، اگر حقيقت خضوع در برابر يك انسان، پرستش او باشد و خدا هم به آن فرمان دهد، نتيجۀ آن، فرمان به پرستش خود خواهد بود.
حلّ اشكال، و معناى حقيقى عبادت
تا اينجا روشن شد كه اصل «ممنوعيّت پرستش غير خدا» مورد اتفاق همۀ موحّدن جهان مىباشد. از سوى ديگر معلوم گرديد كه سجدۀ فرشتگان براى آدم و سجدۀ يعقوب و فرزندان وى براى يوسف پرستش آن دو، به شمار نمىرود.
اينك بنگريم چه عاملى موجب آن مىگردد كه حركتى يك بار، عنوان عبادت به خود بگيرد ولى بار ديگر، همان حركت با همان ويژگى، از جرگۀ عبادت، بيرون باشد؟
با مراجعه به آيات قرآن، روشن مىگردد كه عبادت، خضوع در برابر موجودى است كه توأم با خدا دانستن و يا نسبت دادن كارهاى خدايى به وى باشد. از اين بيان، به خوبى معلوم مىشود كه اعتقاد به خدا و يا اعتقاد به توانايى او بر انجام كارهاى خدايى، همان عنصرى است كه هرگاه با خضوعى همراه باشد، به آن رنگ عبادت مىبخشد.
مشركان جهان؛ اعمّ از ساكنان شبه جزيره و مانند آنها، در برابر موجوداتى خضوع و خشوع مىنمودند كه آنها را مخلوق خدا مىدانستند، امّا در عين حال معتقد بودند كه بخشى از كارهاى خدا كه حدّ نازل آن، حقّ بخشودگى گناهان و مالكيّت مقام شفاعت باشد، به آنها واگذار شده است.
گروهى از مشركان بابل در مقابل اجرام آسمانى، به پرستش مىپرداختند و آنها را «ربّ» خود نه «خالق و آفريدگار» مىدانستند، بعنوان