83برادران يوسف نيز با نكوهش همراه نيست، تا بر ناروا بودن آن دلالت كند. از طرفى شرك ظلم عظيم است. 1 و ظلم قبح ذاتى دارد، و خداوند هرگز به فعل قبيح امر نمىكند. 2
بنابراين، از آيات مربوط به سجدهى فرشتگان بر آدم و سجده يعقوب و فرزندانش بر يوسف به دست مىآيد كه سجده اگر به قصد پرستش نباشد، بلكه به قصد تكريم و تحيت باشد، شرك نيست. ولى بعيد نيست كه گفته شود مستفاد از ظواهر دينى اين است كه در شريعت اسلام سجده براى غير خداوند - هر چند به قصد پرستش نباشد - ممنوع گرديده است. 3
از اين جا مىتوان به نادرستى عقيدهى وهّابيان كه اعتقاد به شفاعت و توسل جستن به پيامبران و اولياء الهى، و تبرك جستن به قبور و يا آثار بر جاى مانده از آنان را شرك مىدانند، پى برد. زيرا مسلمانانى كه اين اعمال را انجام مىدهند، هرگز قصد پرستش ندارند، و براى پيامبران و اولياء الهى مقام الوهيت قايل نيستند. بلكه قصد آنان تكريم پيامبران و اولياء الهى و تقرب به خداوند از طريق