212على عليه السلام برود.» 1
حديث ديگرى كه تا حدودى به همان اندازه حديث مدينه، به حد تواتر رسيده، حديث دار الحكمه است كه پيامبر فرمود: «من سراى حكمتم و على دروازه آن، هر كس مىخواهد از آن بهره برد، بايد به نزد على برود.» 2 چون در عربى، آوردن «ال» بر سر«علم» و «حكمت» نشانه عام بودن، جامعيت و كليت آن است، پس علم و حكمت به طور عام و يا به عبارتى هر علم و حكمتى را شامل مىشود. از آنجايى كه پيغمبر، شهر علم و حكمت بوده است، علم جامع، شامل ظاهر و باطن امور، آشكار و مستور، مشهود و غيب و همه علوم خدادادى است. لذا على عليه السلام نيز در ورودى و دروازه رسيدن به همه علومى است كه در وجود پيامبر صلى الله عليه و آله مىباشد. بنابراين، على عليه السلام عالم به ظاهر و باطن قرآن نيز بوده است. چنانچه حافظ ابونعيم در جلد اول حلية الاوليا، محمد بن يوسف گنجى شافعى در كفايةالطالب و سليمان بلخى در ينابيع المودة از كاتب وحى عبداللّٰه بن مسعود نقل كردهاند كه گفت: «قرآن بر هفت حرف نازل شد و هر حرفى از آنها داراى ظاهر و باطنى است. علم ظاهر و باطن قرآن نزد على بن ابىطالب عليه السلام مىباشد.» 3
ابو حامد غزالى در كتاب بيان علم لدنى نقل نموده است كه على عليه السلام فرمود:
«رسول خدا صلى الله عليه و آله زبان خود را در دهان من گذارد. پس از لعاب دهان آن حضرت براى من هزار باب از علم باز شد كه از هر باب آن هزار باب ديگر باز مىشود.» 4 ابن مغازلى شافعى نيز از ابن عباس از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل مىكند كه فرمود: «چون شب معراج به مقام