211رسالت و شرايط خاصه آن مثل نزول وحى و كتاب و احكام - بايد مانند ايشان باشند.
لازمۀ اين اعتقاد، وجود خليفهاى است كه خود رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله از طرف خداوند منصوب نمايد، نه خليفهاى كه برگزيده جماعتى از مردم باشد - هر چند پيغمبر آن خليفه انتخابى را نفى و حتى كسانى چون معاويه را لعن كرده باشد.
خلفاى مورد نظر شيعه، دوازده نفرند كه اولين آنها امام المتقين على عليه السلام و سپس يازده فرزند بزرگوارش مىباشند. ضرورى است مجدداً ياد آورى شود: اظهار عجز و ناتوانى خلفاى انتخابى جمعى از مردم، در برابر سؤالات علمى و مطلق علم - چه رسد به علم غيب و آگاهى از اسرار و باطن امور - نشانهاى از بر حق نبودن آنها است.
دارا بودن علم غيب را - كنار رفتن پردهها و مكشوف شدن حقايق مستور - براى نخستين امام و جانشين بر حق پيامبر اثبات مىكنيم و براى بقيه يازده امام بزرگوار، فقط به ذكر مصاديقى از علم الغيب خواهيم پرداخت.
حديث مدينه كه به حد تواتر رسيده است و بيش از 200 نفر از علماى اهل سنت نقل كردهاند، يكى از دلايل ما است. اسامى 50 نفر از آنها در صفحات 916 تا 918 كتاب شبهاى پيشاور آمده است. پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله اين حديث را در زمانها و مكانهاى مختلف و به مناسبتهاى گوناگونى بيان كرده است: «من شهر علمم و على دروازه آن است. پس هر كس مىخواهد از آن بهره برد، بايد به سوى در ورودى آن يعنى على عليه السلام بيايد.» 1اصل كامل حديث را ابن مغازلى شافعى و بسيارى ديگر، از ابن عباس و جابر بن عبداللّٰه انصارى نقل كردهاند. در اين حديث آمده است: پيامبر صلى الله عليه و آله بازوى على عليه السلام را گرفت و فرمود: «اين مرد امير و رئيس نيكوكاران و قاتل كافران است. ياور او يارى شود و خوار كننده او خوار گردد. سپس صداى خود را بلند كرد و گفت: من شهر علم ام و على دروازه آن است، پس هركس كه مىخواهد از آن بهره برد، بايد به سوى در ورودى آن يعنى